در ازدحام این همه ظلمت بی عصا
چراغ را هم از من گرفته اند
اما مندیوار به دیواراز لمس معطر ماه
به سایه روشن خانه باز خواهم گشت
پس زنده باد امید![]()
در تکلم کورباش کلمات
چشم های خسته مرا از من گرفته اند
اما مناشاره به اشارهاز حیرت بی باور شب
به تشخیص روشن روز خواهم رسید
پس زنده باد امید![]()
در تحمل بی تاب تشنگی
میل به طعم باران را از من گرفته اند
اما منشبنم به شبنماز دعای عجیب آب
به کشف بی پایان دریا رسیده ام
پس زنده باد امید![]()
در چه کنم های بی رفتن سفر
صبوری سندباد را از من گرفته اند
اما منگرداب به گرداباز شوق رسیدن به کرانه موعود
توفان های هزار هیولا را طی خواهم کرد
پس زنده باد امید![]()
![]()
چراغ ها ، چشم ها ، کلمات
باران و کرانه را از من گرفته اند
همه چیزهمه چیز را از من گرفته اند
حتی نومیدی را
پس زنده باد امید![]()
سید علی صالحی
