تاريخ سوتي"روز شهادت امام رضا سال 99"
ماجرا زا اونجا شروع شد من و سه تا داداشام براي شهادت امام رضا با رعايت پروتكل هاي بهداشتي رفتيم دم حرم چون هرسال كلي دسته مياد و كلي پسر خوشتيپ![]()
(شماره نميگيرم فقط هيزم
)...
اره داشتم ميگفتم...و كلي جوش و فضاش خيلي باحاله حالا بماند امسال بخاطر كورونا فقط سه تا دسته ترك بيشتر نبودن![]()
بهزاد دستمو ول كرد و رفت تا يه چيزي بخره بخوريم منم سرم تو گوشيم بود كه ديدم بهزاد داره با ابميوه هايي كه گرفته ميره.راه افتادم دنبالش...
من"بهي...بهزاد...هوي داداش...اقاي اصلاني...باتوام وايستا چرا اينقدر تند ميري؟...بهزاد من اينجام"
ديدم نخير اقا گوشش بدهكار نيست.يه لگد به پشت زانوش زدم و داد زدم"وقتي ميگم وايستا خو وايستا گوساله من بين اين همه جمعيت چه طور بيام..."
پسره برگشت و به من نگاه كرد و حرف من نيمه تموم موند.اين يارو اصلان بهزاد نبود و من اشتباهي افتاده بودم دنبالش![]()
من![]()
طرف![]()
![]()
بهزاد![]()
بهشاد و بهنام![]()
طرف"خانوم شما اشتباه گرفتين من بهزاد نيستم"
حالا منم نميخاستم كم بيارم گفتم"ميدونم ميخاستم بگم بند كفشت بازه"
و يك اسنپ تا افق دربست گرفتم![]()
نظر يادت نره![]()
